تبليغاتX
هری پاتر و زندگی شکسته شده
هری پاتر و زندگی شکسته شده
کتاب (احتمالی) هری پاتر
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 9:38

به نام خدا

سلام

بنا به درخواست خودتون من دامبلدور رو زنده نگه می دارم ولی فکر نکنید نمی تونستم ایده ی دیگم رو بنویسم ها تازه روی اون بیشتر کار کرده بودم.ولی خوب وقتی دیدم خودتون دوست دارید که دامبلدور زنده باشه دیگه چاره ای ندارم غیر از اینکه فصل 9 رو بذارم:

۱.دامبلدور از پشت عینک با همون نگاه نافذش به هری که مات ومبهوت مونده بود نگا می کنه.نفر دومی که پیشش هست رو خودتون می تونید حدس بزنید...اسنیپ با همون پوزخند همیشگیش هری رو زیر نظر داشت.دامبلدور به هری میگه که چرا قوانین امنیتی رو رعایت نمی کنه و چوبدستیش رو درنیاورده چون ممکنه به جای دامبلدور ولدمورت باشه که خودش رو به شکل دامبلدور درآورده باشه و از هری می خواد که یه سوال ازش بپرسه که فقط جوابش رو دامبلدور و خودش میدونستن و هری که درونش پر از سواله یه کم فکر می کنه و می گه که هدیه ی مورد علاقه ی دامبلدور در روز کریسمس چی بوده؟ و دامبلدور می خنده و بهش می گه که فکرشم نمی کرده که جوراب ابریشمی یاد هری مونده باشه و حالا هردومون مطمئن شدیم که هیچ کدوممون ولدمورت نیست.

2. بعد از این که هردو یا بهتر بگیم هرسه مطمئن شدن اسنیپ به دامبلدور می گه که مطمئنه که باید به هری همه چیز رو بگه و دامبلدور با ناباوری بهش میگه که اگه به هری نگیم پس باید به کی بگیم اون باید همه ی کارا رو بکنه ولی اسنیپ اصرار می کنه که ممکنه ولدمورت بتونه از راه فکرخونی به راز هری پی ببره بخاطر اینکه چفت شدگی هری خیلی ضعیفه و اون وقته که تیکه بزرگه ی اسنیپ گوششه.دامبلدور به اسنیپ اطمینان می ده که هری بتونه خودش رو در مقابل ولدمورت چفت کنه و اونوقت به هری اجازه می ده که سوالاتش رو شروع کنه.

3.اولین سوالی که هری میکنه اینه که مگه شما رو اسنیپ نکشته بود پس چطور دوباره زنده شدید و دامبلدور می گه که هیچ وقت مرده دوباره زنده نمی شه و با هیچ طلسم و جادوئی هم امکان پذیر نیست اون موقع که هری دیده بوده که اسنیپ داره دامبلدور رو میکشه فقط یه جابجایی ورد بوده که بدون صدا انجام شده و به جای طلسم آواداکداورا یه طلسم دیگه انجام داده که فقط از نظر نور مثل اجی مجیه ولی به هیچ وجه کشنده نیست و بعد از اون هم دامبلدور خودشو به مردن زده تا در یه فرصت خوب یه تیکه سنگ رو به شکل خودش درآورده و خودش رفته.

4.هری سوال بعدی رو از اسنیپ می پرسه که تا حالا با هری حرف نزده بود معلوم بود که در نفرتش نسبت به هری تغییری حاصل نشده بود همین طور که از نفرت هری هم چیزی کم نشده بود.هری می پرسه پس ولدمورت هیچوقت به تو شک نکرد و تو رو بازخواست نکرد.اسنیپ که اینبار قیافش ترسناک شده بود گفت چرا معلومه که لرد سیاه منو بازخواست کرد ولی من مثل تو در چفت شدگی ضعیف نیستم در ضمن من مجبور بودم همیشه زهرمهره رو زیر زبونم داشته باشم که اگه خواست منو با محلول راستی امتحان کنه من آماده باشم.

ادامه ی داستان رو در برنامه ی بعد ببینید.

نوشته شده توسط سعید | موضوع: | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: سعید & Designer: Hessam Sedaghati